خشی بر خاطره
روزگار فراق از چشم انداز، آدم های بیابان را بی آنکه فهمند ذره ذره پیر می کند، این را آخرین کلاغ جامانده از قافله برایم با درد فراقی سهمگین غار زد و ستاره ای در انتهای درازنای قعر افق، قوس آسمان را برید کج و خشی بر خاطره های دور انداخت . . .

فرشید.زمستان نود و یک.

فرشید.زمستان نود و یک.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۰۹ ساعت 20:7 توسط فرشید
|
واژههاي محبت آميز برايم ارزش کلکسيوني دارند. کم اند و نايابند و غير تکراري. در خرج کردنشان وسواس دارم. خسيسام. آدمهايي که آنقدر در بخشش واژهها دست و دلبازند برايم قابل اعتماد نيستند. هميشه فکر ميکنم کسي که آبکش ابراز احساسات مهربانانهاش انقدر پر از سوراخهاي گشاد است لابد به وقت دعوا هم از بذل احساسات تنداش دريغ نميکند . ______________________