برو درنا، اینجا جای تو نیست!
حمیدرضا میرزاده


 بزرگنمایی  بزرگنمایی  بزرگنمایی

آرزو! همان چیزی که همه به دنبال برآوردنش هستیم. آرزوی ثروت، قدرت، زیبایی...

چشم بادامی‌های شرقی آسیا، با درناها آرزویشان را برآورده می‌کنند. از بچگی به آنها گفته‌اند که اگر هزار درنای کاغذی بسازند، به آرزویشان می‌رسند. 

مثل «ساداکو ساساکی» که قربانی نزاع بزرگترها و بمب اتم امریکا در هیروشیما شده بود. 11 ساله بود که سرطان خون گرفت. هزار درنای کاغذی ساخت اما به آرزویش نرسید. یک سال بعد جان سپرد ولی آوازه‌اش به آن سوی جهان رسید. بنای یادبودش هنوز در هیروشیما است و بچه‌های جهان هر سال هزاران درنا کاغذی به یادش به ژاپن می‌فرستند. 

خدا می‌داند که افسانه ژاپنی درناها از کجا آمده و کسی تا امروز پیدا شده که به آرزویش برسد یا نه. 

اما دیروز که آن درنای سیبری تنها به فریدون‌کنار آمد، شاید امیدهای فراموش شده باردیگر جان گرفت. شاید آرزویی که خیلی‌ها برای بازگشت درنا به ایران داشتند برآورده شد اما چگونه می‌توان با همین یک درنا به آرزوهای دور دل خوش کرد؟ 

آیا با همین یک درنا، تالاب‌ها دوباره به وضع اول برمی‌گردند و جنگل‌های مرغوب پهن‌برگ پاکتراشی نمی‌شوند و در «طرح‌های احیای جنگل» جای خود را سوزنی‌برگ‌ها نمی‌دهند؟ آیا کلنگ آلوده کننده‌های صنعتی به زیستگاه‌های حساس شمال کشور نمی‌خورد و سدها، شریان رودخانه‌های حساس را مسدود نمی‌کنند؟ انبوه سموم کشاورزی و کودهای شیمیایی سر از آبهای زیرزمینی و سطحی در نمی‌آورند و عرصه‌های طبیعی هر روز تبدیل به زمین کشاورزی نمی‌شوند؟ جاده‌ها خلوت طبیعت را به هم نمی‌ریزند و زمین‌خواران میوه‌های رنگارنگ و سمی و ناخواسته ویلاهای چند صد میلیونی را به جنگل تحمیل نمی‌کنند؟ 

شاید این بار ماجرا عکس آن چیزی است که به نظر می‌رسد. این بار باید آرزوها برآورده شوند تا هزار درنا اینجا بیایند و شادی بیافرینند. 

نه... برو درنا! اینجا جای تو نیست. همین که ما را خوشحال کردی، برای ما کافی است. برو به زندگی‌ات ادامه بده. اینجا درنای خوب، درنای مرده است! درنایی که فقط اسمش در کتاب‌ها آمده و چندتایی عکسش اینجا و آنجا چاپ شده و نمونه‌های خشک شده‌اش را موزه‌ها نگه می‌دارند. اینجا درنا خوب است، چون خوشمزه است! 

ما اینجا همه چیز را نابود می‌کنیم برای رفاه، رودخانه را خشک می‌کنیم تا آن طرف‌تر ماهی پرورش بدهیم، جنگل را می‌تراشیم تا از شیروانی‌های رنگارنگ ویلاها لذت ببریم، حیوانات را می‌کشیم تا چند سال بعد از روس‌ها چندتایی بگیریم! 

نه! برو درنا، ما آرزوهایی داریم که تو نمی‌توانی آن را برآورده کنی. بگذار با یادت خوش باشیم... 

منبع:سبز پرس